(( گلچین اطلاعات ))
سلام خوش آمدید از این پس شما یکی از دوستان من هستید منکه خوشحالم

MPLS چیست؟

MPLS  Multi protocol Label Switching برای حمل بسته های شبکه با کمک Label (مثل عمل Routing که توسط IP است) بوجود آمد.

این پروتکل برای این به وجود آمد که مشکلات کند شدن Router ها در شبکه های کلان و زیر فشار را با مکانیزمی ساده تر مثل Label زدن به ترافیک هر مشتری حل کند در حالیکه با پیشرفت روتر ها نیاز چندانی به MPLS برای حل این مشکل دیده نشد، از آن به خاطر توانایی های زیاد در Traffic Engineering – Quality of Services و هم چنین Virtual Private Networks و ( Any-Transport over MPLS ( AToM استفاده میشود.

 

این VPN با Virtual Private Network ی که در Internet از آن استفاده میکنیم متفاوت است. در واقع با MPLS شما میتوانید شبکه شهر خود را به شبکه های دیگر شهر های خود متصل کنید در حالیکه یک اتصال به سرویس دهنده کافی است و میتوان علاوه بر IP پروتکل های دیگر حتی در لایه دو نظیر ATM و Ethernet را منتقل کرد (به این دلیل به آن Multi-protocol میگویند.



ادامه مطلب...
تاریخ: شنبه 15 بهمن 1390
ارسال توسط samait

در خصوص رمز نگاری اگر می خواهید چیزی بدونید

کلیک کنبد  samait2.loxblog.com/

 




تاریخ: سه‌شنبه 04 بهمن 1390
ارسال توسط samait

پيكربندی اوليه روتر ( بخش اول(
با اين كه پيكربندی روتر به منظور انجام عمليات پيچيده بين شبكه ای می تواند چالش های مختص به خود را داشته باشد ولی پيكربندی اوليه آن كار چندان مشكلی نمی باشد. پيكربندی اوليه روتر مستلزم استفاده از رويه هائی نسبتا" ساده است كه به وجود آنها در تمامی موارد و صرفنظر از ميزان پيچيدگی عمليات نياز خواهد بود . در صورت كسب مهارت به منظور استفاده از رويه ها و حركت ببن مدهای مختلف ، پيكربندی روتر به منظور انجام عمليات بين شبكه ای پيچيده ، مسائل و مشكلات كمتری را به دنبال خواهد داشت .
در مجموعه مطالبی كه با عنوان "پيكربندی اوليه روتر " تهيه و بر روی سايت منتشر خواهد شد با پيكربندی اوليه روتر آشنا خواهيم شد . بدين منظور موارد زير را بررسی خواهيم كرد :



ادامه مطلب...
تاریخ: جمعه 30 دی 1390
ارسال توسط samait




تاریخ: جمعه 30 دی 1390
ارسال توسط samait

  

از دیرباز تاکنون نویسندگان و سخن پردازان گلها را زبان احساس

 

نامیده اند و از زبان حال گلها تعبیراتی لطیف و شاعرانه بوجود آورده 

 

 

 

اند. به عقیده آنان هر گلی نماینده احساسی است و می تواند

مکنونات قلبی اهدا کننده گل را آشکار کند.

 

گل سرخ : عشق آتشین مرا بپذیر.

غنچه گل: برای نخستین بار قلبم به خاطر تو لرزید.

 



ادامه مطلب...
تاریخ: یکشنبه 25 دی 1390
ارسال توسط samait

نهایت عشق !

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

 

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند. در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو  
زیست شناس  بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا مید انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه   فریاد  می زد؟

 

 

 بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.




تاریخ: یکشنبه 25 دی 1390
ارسال توسط samait

پير خارکش و نخود مشکل‌گشا

صدها سال پيش مرد پير خارکشى با زن و دو فرزند خويش که دختر بودند، گوشه دنجى زندگى مى‌کرد. خارکش سپيدهٔ صبح راهى بيابان مى‌شد و تا دم غروب خار گرد مى‌آورد، و بعد خارها را پشت مى‌کرد و به شهر مى‌آمد. در شهر پشتهٔ خار را مى‌فروخت و با پول آن نانِ 'بخور نميري' را به خانه مى‌برد. 

در روزى سرد که مرد خارکش بى‌حوصله و بيمار به‌نظر مى‌رسيد، مثل هر روز براى فراهم کردن خار و فروش آن دامن بيابان را گرفت و رفت. اما آن روز هر چه کرد نتوانست خارى جمع کند. و دست آخر، دست خالى به شهر بازگشت! زنِ خارکش همينکه ديد شوهر پير او دست خالى به خانه آمده است، پرسيد: 'مَرد مگر امروز کجا بودي؟' . پيرمرد گفت: 'هر چه کردم نشد که پشتهٔ خارى جمع کنم. حالا هم دندان روى جگر بگذار و فکرش را نکن. در عوض فردا جبران خواهم کرد.' 




ادامه مطلب...
تاریخ: یکشنبه 25 دی 1390
ارسال توسط samait

  آیا شیطان وجود دارد؟ 

Ø      وآیا خدا شیطان را خلق کرد؟

Ø       استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند.

Ø       آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

Ø       شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

Ø       استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

Ø       شاگرد پاسخ داد: "بله آقا" >

Ø       استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"



ادامه مطلب...
تاریخ: یکشنبه 25 دی 1390
ارسال توسط samait

داستان موسی و شعبان

می گویند که حضرت موسی(ع) کلیم الله در حال عبور از محلی چوپانی را دید که درحال عبادت گوسفندان خود است و حضرت نیز به چوپان عتاب و خطاب کرده و او را از این کار نهی کرد، بعد که به عبادتگاه خود رفت از جانب حق تعالی به وی وحی شد که چرا به بنده ما(چوپان) چنین گفتی و بالاخره اینکه حضرت حق تعالی، حضرت موسی را مواخذه نمود. حال سوال اینجاست که آیا این داستان قضیه پلورالیسم یا کثرت گرایی را مطرح نمی کند؟ مگر خدا انسانها را به پرستش خود دعوت نمی کند پس چرا خداوند به کلیم الله خرده گرفت؟ لطفا این داستان و نتایج آن را کمی برای بنده موشکافی کنید.

 



ادامه مطلب...
تاریخ: یکشنبه 25 دی 1390
ارسال توسط samait

خـدا را شکـر کنیـم

 

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم

خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند ،این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم

خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر

 گفتم : خدایا از همه دلگیرم .
گفت : حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند .
گفت : پیش از من ؟
گفتم : خدایا چقدر دوری !
گفت : تو یا من ؟
گفتم : خدایا تنها ترینم .
گفت : پس من ؟
گفتم : خدایا کمک خواستم .
گفت : از غیر من ؟
گفتم : خدایا دوستت دارم .
گفت : بیش از من ؟
گفتم : خدایا انقدر نگو من !
گفت : من توام , تو من ...




تاریخ: یکشنبه 25 دی 1390
ارسال توسط samait

صفحه قبل12صفحه بعد

آرشیو مطالب
امکانات جانبی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران